کمرنگ ترند فاصله ها
وقتی هستی!
گرچه دوریم از هم
پس بزن فاصله را
که آغوش تو
برای من است
تنها...
تنها ....
چشمانی که خسته نمی شد از خیره شدن به تو
این روزها می بارد لحظه های بی تو بودن را
آشفته حال می جویمت
بارانی تر از همیشه
تو با منی
مادامی که در ثانیه های نرسیده ام پرسه میزنی
من با توام
مادامی که گرمی نفسهایم را در خیال با هم بودن حس میکنی
من و تو
می مانیم در انتظار هم
تا تصاحب تحویل ثانیه ها
--------------------------------------------------------
* ممنون و ممنون و ممنون از همه اونایی که تو این مدت با کامنتای پر از محبتشون منو شرمنده کردن
تو می روی ، آهسته
اما سنگینی قدم هایت
مرا در مرداب لحظه های رفته
غرق می کند
و من
مرده ای به ظاهر زنده ام
مدفون شده در انبوه خاطراتت
نمی دانم ؛
آیا به یاد داری نگاه عمیق پرابهامم را در پس نقاب عاشقانه ات؟
چطور توانستی احساس شیشه ای ام را در چنگال بی وفایی ات خرد کنی؟
هنوز هم به دنبال تو می گردم
پاهایم زخمی راه تو شده
و تو نمی دانی که کفش هایم را
در واپسین دیدارمان
جا گذاشته ام...
